معرفی گوسفند افشاری

معرفی گوسفند افشاری

معرفی
گوسفند نژاد افشاري

گردآورنده :

رحمان رستم خاني

باسمه تعالی

مقدمه :
عمليات تجسسي باستان شناسان نشان مي دهد كه گوسفند يكي از گونه حيواناتي مي باشد كه از طرف بشر شايد ۱۱۰۰۰ الي ۱۲۰۰۰ سال پيش اهلي شده است . از آن روز به بعد بشر گوسفند را در واريته هاي وسيعي از نظر توليدي پرورش داده است. در حال حاضر بيش از ۲۰۰۰ واريته در سطح جهان وجود دارد . اين جنس داراي گونه و واريته هاي متفاوتي است كه از نظر تعداد كرموزوم هاي زوج , نوع پوشش الياف , رنگ , جثه , تعـداد و شكـل شاخ هـا , شكـل دم و انداره هـاي موجـود (۲۰۰ – ۴۰ كيلوگرم ) در تغيير است. معهذا طبقه بندي آنچه كه يك گونه در بر دارد كا ملا روشن نبوده و از مؤلف تا مؤلفي متفاوت است.
واريته هاي غير اهلي تماما در مناطق كوهستاني و يا در كشورهاي داراي مراتع مرتفع پيدا شده اند . ياد آور مي شود منشأ گوسفند اهلي در آسياي غربي به ويژه , در مناطق مرتفع كشورهاي ايران , تركيه و عراق مي باشد.
به نظر مي رسد كه شايد واريتهUria ( Ovis vignei )از واريته هاي بومي مؤثر در اهلي شدن باشد . معهذا Argali ( Ovis ammon ) در اصلاح نژادهاي اهلي امروزي آسيايي و Mouflen ( Ovis musimon ) در مورد نژادهاي اروپايي مؤثر بوده اند .
نژادهاي گوسفند اهلي كه گونه Aries – Ovis را در بر مي گيرند در شكل آناتوميك ( شاخ , اندازه دم , نوع پوشش و اندازه بدن ) از گونه هاي وحشي داراي پراكندگي بيشتري هستند.
اين محتملا در ارتباط با روند انتخاب انسانها در مورد اوصافي است كه در سطح بالايي از وراثت پذيري و از طرفي با تعداد كمي ژن كنترل مي شوند . براي مثال كليه گونه هاي غير اهلي داراي دم باريك و كوتاه هستند . و شكل دم در نژادهاي مختلف به طور مشخص متفاوت است و پراكنش اين خاصيت با پراكنش مشخصات خيلي پيچيده نظير خصوصيات رفتاري كه اغلب به وسيله ژن هاي فراواني كنترل مي گردند در تضاد مي باشد.
تعداد نژادهاي اصلي كه به عنوان نژادهاي غالب منطقه از نژادهاي ديگر منشعب شده و متمايز ميگردند از نظر شكل دم طبقه بندي مي شوند. به طور روشن , گوسفند تيپ اروپايي باريك دم, بر تعدادي از نژادها غالب است. ولي انواع مختلف گوسفند دنبه دار بطور مشخص در اروپاي شرقي , آفريقا و آسيا پراكنده شده است.

گوسفندان ايراني از نظر بوم شنا سي جزء جمعيت گوسفندان مناطق گرم وخشك جهان مي باشند كه در طبقه بنـدي نژادي از گوسفنـدان پشـم ضخيم و معـروف به پشم قالـي محـسوب مي شوند. اين گوسفندان بطور عمده بومي سرزمينهاي ايران , پاكستان و بخشي از هندوستان و نيز قسمتي از شمال آفريقا مي باشند.
ايرانيان باستان با گوسفند آشنا بوده و از آن بعنوان يك ‹‹ جانور اهلي پاك ›› نام برده اند . بايد خاطر نشان ساخت كه در كتاب برهان قاطع آمده است كه كلمه گوسفند در اوستا بشكل گوسپنتا و در زبان پهلوي بصورت گوسپند بكار رفته و اين كلمه مركب از دو واژه ‹‹ گو ›› بمعني جانور اهلي سودمند و ‹‹ سپند يا اسپنتا ›› بمعني مقدس و بطور كلي به معناي جانور اهلي پاك ذكر شده است .
گذشته از موقعيت منطقه اي و شرايط آب و هوا و وجود مراتع با درجات مختلف كه موجبات علاقه مردم ما نسبت به گوسفند داري را فراهم ساخته است , ساكنين كشـور مـا به سبب عـرف و عـادت و هم , توجه اي كه در قرآن به مناسبت قرباني كردن به گوسفند شده است , مصرف گوشت آنرا به مصرف گوشت ساير حيوانات ترجيح مي دهند.
بهمين جهت در ايران هدف از گوسفندداري بيشتر توليد گوشت بوده و ساير فرآورده ها در درجه دوم اهميت قرار دارند.
گوسفندداران ايراني به علت عدم اطلاعات فني , و هم در گذشته به علت مواجهه با سياستهاي غلط اقتصادي و دامپروري , گوسفندان نوع گوشتي را با ساير انواع گوسفنـدان مخلـوط كرده انـد و اين ا مر سبب شده است كـه
متأ سفانه اغلب گوسفندان ايران , اصالت اختصاصي خود را از دست داده و به صورت انواع ناخالص در آيند.
به دلايل اكولوژيكي , محيطي , اجتماعي و اقتصادي , گله داري از مشاغل مهم و اصلي ساكنين فلات ايران بوده است .
كشف قالي بازيك بيانگر اهميت پرورش گوسفند در ايران مي باشد.
سلسله آق قويونلو ( صاحبان گوسفند سفيد ) و سلسله قره قويونلو ( صاحبان گوسفند سياه ) در آذربايجان قديم ايران نمونه هاي بارزي از اين واقعيت اجتماعي و سيا سي مي باشند.
به لحاظ جايگاه و موقعيت ايران از نظر جمعيت انواع دام و مقايسه آن در سطح جهاني , در جمعيت دام سبك كماكـان كشور ما از موقعـيت مناسبـي بر خوردار است به نـحوي كه بر اسا س گزارشات ( FAO ) حدود ۵/۴ درصد از مجموع گوسفند و بره جهان , و ۵/۱۴ درصد اين نوع در آسيا را دارا مي باشد
گله داري در شرايط كنوني , بنا به دلايل زير در توسعه ملي نقش بسزاي دارد:

۱- توليد پروتئين حيواني ( گوشت و شير )
۲- توليد الياف حيواني ( پشم )
۳- توسعه صنايع قاليبافي
۴- توليد پوست و اهميت آن در صنايع چرمسازي
۵- افزايش راندمان خاك مراتع , مزارع و باغات از طريق كود پاشي
۶- ايجاد اشتغال و افزايش سطح در آمد سرانه شاغلين
۷- كاهش مهاجرت روستا نشينان به شهرها و مراكز جمعيتي بزرگ كشور

نگرشي بر سياست نژادي گله داري كشور در تاريخ معاصر

انواع نژادهاي گوسفندبه دلايل محيطي ومديريت خاصي كه پرورش دهندگان آنها معمول داشته اند,بوجود آمده اند. به عبارتي محيط و انتخاب در پيدايش اغلب نژادهاي گوسفندي دخالت داشته اند . يا به عبارتي ساخت و ساز اكولوژيكي و مديريت انساني ( انتخاب ) در طول تاريخ اجتماعي كشور, موجب پيدايش نژادها شده است.
گله داري در تاريخ انساني ايران به ترتيب اولويت توسط عشاير و روستائيان انجام مي گرفت . مديريت گله داري توام با فرهنگ , سنن , عادات و ارزشهاي قومي همراه بوده است . اغلب پرورش دهندگان عمده , بويژه ايلات كشور به حفاظت و حمايت وتوسعه نژادي گوسفندان علاقمند بوده اند.

حفاظت نژادي بحدي بوده كه اعتبار برخي از جمعيت هاي پرورش دهنده (بويژه ايلات ) در زمينه هاي سياسي , اجتماعي به نوع گوسفند مورد پرورش آنها مربوط مي شده است . براي مثال صاحبان گوسفندان سفيد و صاحبان گوسفندان سياه در آذربايجان قديم مؤيد اين نظر مي باشد.

انتخاب متكي بر خصوصيات فنوتيپي بود و با انتخاب قوچها و ميشهاي مورد علاقه, پرورش دهنده اقدام به اعمال مديريتهاي اصلاح نژادي مي نمود. البته غير از عامل فنوتيپ , سليقه گله دار و تقاصاي بازار نيز كم و بيش در انتخاب موثر بوده است.
روند گله داري كشور تا سال ۱۳۴۱ به نحوي كه اشاره گرديد ادامه داشت . در سال ۱۳۴۱ تحت تأثير نظام استكباري آمريكا , رژيم وابسته پهلوي تغييرات بنيادي فرمايشي تحت عنوان ‹‹ ملي كردن مراتع و اصلاحات ارضي ›› آغاز نمود و اين تغييرات به از هـم پاشيـدن نظام سنتي دامپـروري , بـويـژه گله داري و وابستگي شديد كشور انجاميد .
در اين زمان , نظام مديريتي مرتع و گوسفند دستخوش زيانهاي متعددي شد. از پيامدهاي اين تغييرات منفي ,ادامه فقدان شديد آموزش و ترويج گوسفندداري علمي , سود جويي مقطعي گله داران و افزايش تدريجي قيمت گوشت قرمز بوده است كه بتدريج مديريت سنتي را كه پرورش نژاد خالص بود به سمت آميخته گري سوق داد.
در دهه هاي ۱۳۵۰ – ۱۳۶۰ آميخته گري بدون هدف و غير علمي در سطح كشور وسعت يافته و چون آميخته گريها بدون پشتوانه علمي و پژوهشي و برمبناي سليقه و ذوق گله داران بود در اغلب موارد منجر به ضايعات ژنتيكي , انحطاط نژادي و تقليل جمعيتهاي خالص نژادها شد .

تعريف نژاد و اهميت حفظ نژادي

نژاد عبارت است از جمعيت ها يا گله هاي بزرگ دا مي كه داراي شمار مشخصي از صفات مشترك مرفولوژيكي , فيزيولوژيكي , بيولوژيكي , پاتولوژيكي بوده و قادرند همان خصوصيات را مجددا به عنوان والدين به نسل آيند منتقل نمايند. شرط الزامي اين تعريف عبارت از آميزش انحصاري بين افراد آن نژاد مي باشد.

از نظر پرورش دام , خصوصيات نژادي عبارتست از مجموعه از خصوصيات مشترك بين افراد يك گله كه از يك نسل به نسل ديگر قابل انتقال باشند. بعبارت ديگر براي آنكه بتوان مفهوم اخير را در مورد يك گله بكار برد بايستي افراد آن داراي تعدادي كافي از صفات قابل انتقال و مشترك باشند.

براي تعيين منطقه پراكنش نژاد , تعريف نژاد بايستي از تحرك و انعطاف پذيري بيشتري برخوردار باشد بدين منظور تعريف نژاد را بشرح زير نيز ميتوان عنوان كرد :
نژاد عبارتست از گروههائي از دام كه از نظر خصوصيات ظاهري بيشتر از ساير دامها به يكديگر وابسته بوده و فاقد علائمي بارز از وقوع عمل تلاقي ( جديد الوقوع )باشند.
با استفاده از تعريف اخير طبقه بندي و تفكيك نژادهاي مختلف گوسفند امكان پذير است .
به عقيدهJ . Bougelr براي تعريف يك نژاد بايستي سياهه اي از خصوصيات مشترك وميزان شدت متوسط و نحوه بروز آنها را درگله ارائه داد .بطورعموم اين خصوصيات درگوسفند عبارتند از :

الف – خصوصيات ظاهري مثل قد , شكل سر , وضعيت نيمرخ , شكل شاخ , رنگ عمومي بدن و غيره .
ب – خصوصيات فيزيولوژيكي مربوط به توليد,يعني خصوصياتي كه داراي اهميت اقتصادي فراوان بوده و دليل اصلي پرورش دام را تشكيل مي دهند . مثل توليد شير ساليانه ميش و سرعت رشد بره .
اما بررسي خصوصيات اخير چندان آسان نيست و اندازه گيري آنها مستلزم ركوردگيري مكرر است كه غالبا تهيه اين ركورد ها و تفكيك بخشي از آنها كه تحت تاثير عوامل ارثي و يا غير ارثي مي باشند دشوار مي باشد.
ج – خصوصيات بيولوژيكي , مثل گروههاي خوني و پروتئين هاي خون و شير.
زمينه اخير در شناسايي نژاد هنوز مراحل اوليه خود را در ايران طي مي كند.

يكي از مشكلاتي كه به ويژه د رمورد شناسائي گوسفند بنحو بارزتري نسبت به دامهاي ديگر بروز
مي كند آنستكه اختلاف در بين گوسفندان يك گله و يا بين گله هاي مختلف اغلب به صورت كيفي است مثل قد كم و بيش بلند , روبيني نسبتا برآمده و پس سر كمي برجسته و نظاير اينها و اين در مناطق تلاقي , بيشتر ديده مي شود. اما در مناطق كوهستاني و دور دست و يا نقاط مرزي , بعلت آنكه اين نقاط اغلب به صورت قطبهاي صدور دام به نقاط مركزي مي باشند . ماهيت نژادي كمتر يا كندتر در معرض اختلاط و دگرگوني واقع مي شوند.
به بسياري از گروههاي گوسفندان بومي مملكت نمي توان لفظ نژاد را به معني اخص آن ا طلاق نمود زيرا داراي ويژگيهاي قابل تعريف و تفكيك از ساير گروههاي مشابه نيستند , در بسياري از موارد تنها بوجود جمعيتي معين گوسفند در يك منطقه با خصوصيات معين و قابل تفكيك يا جمعيت مجاور همراه با نام محل و يا ايل مخصوص , لفظ نژاد اطلاق شده است مثل گوسفند قزل.

تشكيل و نگهداري نژادهاي دامـي در سراسر دنيـا خصوصـا در كشورهاي توسعه يافته از مدتها قبل (۱۸۲۰ م ) به صورت اجباري مطرح مي باشد و پس از آن مبناي تلاش دامپروران برجسته , انتخاب بهترين والدين هر نژاد بر اساس توليد حداكثر فرزندان آنها بوده است.
بر اين اساس مي توان مهمترين امتيازات حاصل از پرورش دام به صورت نژاد خالص را در موارد ذيل دانست:
۱- تشابه فنوتيپي و ژنوتيپي جمعيت دا مي .
۲- توانايي توليد حيوانات مشابه در يك نژاد از نظر صفات مرفولوژيكي و صفات توليدي با استفاده از انتخاب .
در اين خصوص مي توان اشاره كرد كه يكي از دلايل عدم موفقيت اقتصادي گونه هاي ايراني , بدون شك نداشتن خطوط خوني مشخص در صنعت دامپروري ايران مي باشد.
۳- تطابق با محيط اصلي
محيط يكي از فاكتورهاي مؤثر در توليدات دامي مي باشد. تطابق طبيعي برتر , كه طي چندين هزار سال ايجاد شده است , ارزشمندترين وديعه طبيعت براي گذشته ,امروز و فرداست, كه حاصل آن فراهم آمدن نژاد دا مي بخصوص مي باشد.
گله هاي بومي كه در شرايط سنتي و محلي پرورش مي يابند در مجموع توليد محصولات نسبتا منظمي را داشته و جزء منابع با توليد ثابت در نسلهاي متفاوت محسوب مي شوند. وارد نمودن ناگهاني حيواناتي از نژادهاي بيگانه ( تطابق نيافته با شرايط اقليمي ايران ) كه داراي قدرت توليدي بهتري نسبت به گله هاي بومي هستند, معمولا منـجر به كاهش راندمان عادي توليدي و توليدمثلي گله هاي بومي مي شود.
۴- اهداف و سازماندهي گزينش
وجود يك نژاد , تعريف معيارهاي توليد و سازماندهي انتخاب والدين را تسهيل مي كند. در گذشته فقط شايستگي چنين عملياتي را از روي كتاب انساب تعيين مي كردند. سازماندهي گزينش ۱ تنها از طريق جمعيتي يكنواخت از حيوانات كه حدود و استانداردهاي آن نژاد مشخص شده است , امكان پذير مي باشد.

———————————————————————
۱-Selection
۵- حصول پيشرفت ژنتيكي غير قابل برگشت
هر نژاد داراي سرمايه ژنتيكي است كه شا مل ژنهايي از تما مي حيوانات آن نژاد ا ست كه آن ژنها مي تواند خوب يا بد باشند. اصلاح در يك نژاد از طريق انتخاب صحيح والدين و جفت گيري مساعد تا مين مي شود.
پيشرفت ژنتيكي حاصل از انتخاب يا گزينش دو نژاد خالص , كند ولي غير قابل برگشت است كه در مورد هر جمعيت حيواني با عوامل زير در ارتباط است:
– ارزش ها يا مقادير برخي پارامترها ي پيشرفت ژنتيكي مانند واريانس ژنتيكي و وراثت پذيري صفات اقتصادي.
– امكانات موجود جهت افزايش ساير پارامترها نظير دقت انتخاب ,شدت انتخاب , فاصله بين نسلها

۶- اثر هتروزيس
اين پديده از طريق اثرات غير افزايشي ( اثر غلبه , غلبه ماورائي , اثرات متقابل ژنها ) باعث ارتقاءتوان توليدي دامها مي گردد, لذا جهت استفاده ازاثر هتروزيس براي افزايش توان توليدي دامها , بايد جمعيت هاي يكسان ژنتيكي۱ موجود باشند.

۷- سنتز نژادي
يكي از نتايج مهم حاصل از علم ژنتيك , توليد نژادهايي با منظور خاص ( سنتزي ) مي باشد كه اهداف اصلاح گر را تامين نمايد.
تفاوت نژادهاي سنتز شده با نژادهاي بومي كه حاصل انتخاب محيط و سازگاريهاي محيط مي باشند, در اين است كه آنها در راستاي اهداف خاص اصلاحي ايجاد مي شوندو لذا زير بناي هرگونه فعاليت سنتزنژادي در اختيارداشتن نژادهايي است كه خصوصت هاي ژنتيكي و توليدي ثابتي داشته باشند و بدون وجود نژاد خالص , هرگز نمي توان از سنتز نژادي كلامي به ميان آورد , چرا كه پديده تفرق صفات مانع از رسيدن به خصوصيت هاي ثابت ژنتيكي و توليدي در نژاد سنتز شده مي شود و در نهايت هدف اصلاح گر تامين نمي گردد.
۱- Identical
عوامل مؤثر در تفكيك نژادي گوسفندان كشور
علاوه بر مواردي كه در مباحث قبل اشاره گرديد عوامل زير نيز در پيدايش نژاد هاي گوسفند كشور دخيلا :
۱- نوع توليد :

چون درطول تاريخ بيشتر پرورش دهندگان نيازهاي غذايي , پوشاكي و سكونتي خود را از توليدات گوسفند تأ مين نموده و انتظار عاطفي و اقتصادي آنان از گله داري عمدتا در جهت رفع كليه نيازها , مطابق با زندگي شباني و روستائي بوده است , لذا درطول تاريخ انواع گوسفند به صورت چند منظوره پرورش داده مي شد .اين سياست بهره برداري ايجاب مي نموده است كه از گوسفند, شير و فرآورده هاي لبني , گوشت و پشم انتظار داشته و نهايتا عليرغم تفاوتهاي ژنتيكي بين گوسفندان ايراني , هدف پرورش در كليه جمعيت ها ي توليد كننده تقريبا مشابه بوده باشد. بنابراين گوسفندان ايران در طول تاريخ بصورت يك منظوره پرورش داده نشده اند و بيشتر تابع سياست چند منظور ه بوده اند .
اين مطلب وجه اختلاف اساسي بين سياستهاي نژادي جمعيت ها ي گله داري ايران با كشورهاي پيشرفته در زمينه گوسفند داري مي باشد. نتيجتا در تقسيم بندي بر مبناي توليد نمي توان به مثابه كشورهاي پيشرو عمل نمود.
بديهي است نژادهاي متنوع گوسفند ايراني بنابر ماهيت ژنتيكي و تغييرات محيطي از لحاظ توليدات نسبت به هم تفاوتهايي دارند . كه به شرح زير طبقه بندي مي گردند:

۱- ۱ : گوسفندان گوشتي
توليد گوشت اين گوسفندان نسبت به ساير توده هاي نژادي برتريت دارد. اين گوسفندان بيشتر در منطقه زاگرس پرورش داده مي شوند ولي بندرت در ساير اكوسيستم ها مشاهده مي گردند مانند توده نژادهاي افشاري , شال , مهرباني , قزل , مغاني , لري بختياري , سنجابي , لري , بهمئي و تركي قشقائي , زل , دالاق , طالشي , كردي , عربي و سنگسري .
دامنه تغييرات سرعت رشد در اين گروه متـفاوت بوده و تقريبـا بـه چهار رده به شـرح زير تقسيم مي شوند :
گروه اول : شامل گوسفندان افشاري , قزل , لري بختياري , ماكويي و مغاني با ميانگين افزايش وزن روزانه بيش از ۲۰۰ گرم.
گروه دوم : شامل گوسفندان شال , مهرباني , كردي با ميانگين افزايش وزن روزانه حدود ۱۷۰ گرم.
گروه سوم : شامل گوسفندان سنگـسري و نژادهـاي پشمي گوشتي با ميانگين افزايش وزن روزانه۱۴۰ – ۱۳۰ گرم .
گروه چهارم : شامل گوسفندان زل با ميانگين افزايش وزن روزانه حدود ۱۰۰ گرم .

۲-۱ :گوسفندان پشمي – گوشتي
در اين گوسفندان كيفيت پشم ( بويژه براي صنايع قاليبافي ) از سـايـر تـوده نـژادهـا بـرتـر مي باشند.از توليدات مهم اين گوسفندان مي توان پشم و گوشت را نام برد . توده نژادهاي اين گروه بيشتر در منا طق نيمه بياباني و بياباني ايران پرورش داده مي شوند مانند بلوچي خراسان , كرماني , نائيني , بلوچي سيستان و بلوچستان , كلكوئي , فراهاني و دو نژاد سنجابي و ماكويي از گروه گوشتي داراي كيفيت منا سب پشم بوده و ميتوان چزء گروه پشمي – گوشتي قرار گيرند .

۳-۱ :گوسفند ان پوستي – گوشتي
در اين گوسفندان كيفيت پوست به مراتب از ساير نژادها برتر مي باشد . اين توده نژاد ها اغلب در مناطق بياباني و نيمه بياباني ايران پرورش داده مي شوند و عبارتند از قره گل خراسان , كبود شيراز و زندي .

۴- ۱ :گوسفندان شيري – گوشتي و يا گوشتي – شيري
در اين گوسفندان توليد شير نسبت به ساير اكوتيپ ها داراي مزيت مي باشدو بيشتر در مناطق آذربايجان و زاگرس پرورش داده مي شوند و عبارتند از هركي , قزل , افشاري , مغاني , لري بختياري , شال , مهربان , كردي و سنجابي .

۲- شرايط اكولوژيكي:

يكي از عوامل بسيار مهم در شكل گيري و تنوع توده هاي گوناگون توده نژادي گوسفند , انواع عوارض اقليمي مي باشد. بنابراين با توجه به عامل بسيار مهم فوق مي توان شرايط جغرافيايي و اقليمي كشور را از نظر پراكنش و مناطق زيست پرورش بشرح زير تقسيم بندي نمود :

الف : منطقه آذربايجان – زاگرس
منطقه كوهستاني غرب كشور كه از منطقه آذربايجان شروع و در جهت جنوب شرقي امتداد داشته و در انتها ي جنوب شرقي استان فارس و نهايتا منطقه كوهستاني كرمان تا هرمزگـان خاتمـه مي يابد , شامل مناطق آذربايحان و زاگرس مي باشد. اين منطقه بعلت بارندگي مناسب جهت رشد جامعه نباتات مرتعي , ميزان رطوبت هواي كافي و گونه هاي مرتعي مطلوب و وجود مناطق قشلاقي, ييلاقي و ميانبند در جوار آن و عوارض مناسب جغرافيايي موجب شكل گيري توده نژادهاي متعدد گوسفند از قبيل ماكويي , هركي , قزل , كردي , سنجابي , مهرباني , لري , سنجابي , لري بختياري , تركي , بهمئي در طول تاريخ زندگي اجتماعي و اقتصادي انساني شده و در طول زمان مورد بهره برداري ايلات پرورش دهنده قرار گرفته است .
ب : منطقه كوهستاني شمال ( شمال غرب , شمال , شمال شرقي )
اين منطقه شامل شمال منطقه اردبيل , كوههاي البرز , كوههاي شمال خراسان مي باشد. در اين منطقه با توجه به عوارص جغرافيايي , اقليمي و تنوع پوشش گياهي و ميزان بارندگي و رطوبت نسبي, توده هاي نژادهاي به ترتيب از غرب به شرق شامل مغاني , افشاري , شال , سنگسري , زل , دالاق و كردي خراسان زيست مي كنند.
ج : منطقه خشك و نيمه خشك
ميزان بارندگي اين منطقه از حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ ميلي متر پائينتر بوده و بعلت شرايط اقليمي خاص , پائين بودن ميزان رطوبت هوا , كمي نزولات آسماني , تغييرات شديد درجه حرارت در شبانه روز , كمبود علوفه و عدم تنوع گونه هاي مرتعي , توده نژادهاي خاص و مقاوم به اين شرايط در خلال زمانهاي طولاني شكل گرفته اند . اين توده نژاد ها عبارت از خانواده بلوچي كه شامل گوسفندان بلوچي خراسان , كرماني , نائيني , عراقي , كلكوئي , فراهاني و بلوچي سيستان و بلوچستان مي باشندو همچنين گوسفندان كبود شيرازي , زندي , سنگسري هستند. گوسفند قره گل خراسان كه به زيستگاه صحرايي قره قروم سازگاري يافته , در ادامه اين صحرا در سرخس استان خراسان, جزء گوسفندان منطقه خشك و نيمه خشك محسوب مي شود.
د : منطقه ساحل جنوبي و جنوب شرقي
شامل سواحل خليج فارس و درياي عمان تا گواتر مي باشد. بعلت شرايط اقليمي خاص , ميزان شرجي , وضعيت جامعه نباتات مرتعي و درجه حرارت بالاي محيط زيست تعدادي از توده نژادهاي گوسفندي شامل عربي خوزستان , ايلام , بوشهر , بلوچي هرمزگان و بلوچي بلوچستان است كه سازگاري مناسبي از خود نشان داده اند.

دلايل شنا سايي نژاد
نژادهاي گوسفندان ايران از نظرظرفيت توليدي , شكل ظاهري و جثه با هم اختلافات بسياري دارند.
اغلب اين ظرفيتها از نظر اقتصادي قابل ملاحظه بوده و بخش مهمي از در آمد گوسفندداران وابسته به آنها است كه وجود تغييرات زياد در بسياري از اين خصوصيات در اغلب نژادها دليل بر لزوم انجام طرحهاي اصلاحي در آنها ا ست.
بنابه دلايل كه در مراحل قبل نيز اشاره شده نژادهاي گوسفندان ايران درگذشته با هم مخلوط شده اند
كه از مهمترين اين دلايل ميتوان به :

– فقدان سياست اصولي در امر اصلاح دام در كشور
– فقدان تشكيلات مناسب ارشادي در امر پرورش
– طبيعت متحرك بخش مهمي از دامدارايهاي عشايري
– مشكلات مربوط به سرشماري دام
– موقعيت جغرافيائي متنوع
– وجود سيستمهاي مختلف پرورش

بدين ترتيب نژادهاي گوسفندان مملكت در حال انقراض قرارگرفته اند, گرچه نشان دادن اين امر و درجه اختلاط نژادها بعلت عدم دسترسي به آمار و ارقام مربوطه مقدور نيست اما با انجام مسافرتهاي مختلف در بين گله هاي گوسفند در سطح كشور و به خصوص در مرزهاي تلاقي نژادها , موضوع فوق الذكر را ميتوان بوضوح نشان داد.
بديهي است كه موقعيت نژادهاي گوسفند كشور از نظر درجه اختلاط يكسان نيستند بعضي از نژادها بعلت در جه خلوص و يا كثرت شماره افراد و يا موقعيت خاص جغرافيايي بوم خود اهميت ببيشتري پيدا كرده اند ( بلوچي – مغاني ) . در حاليكه بعضي ديگر موضوع تلاقي هاي بسيار بوده و بسرعت در حال از بين رفتن مي باشند ( كردي – قزل – مهربان ) كه اگر به موقع طرحهاي مناسبي در جهت حفظ آنها اجرا نشود. يقينا چند نژادي هم كه تاكنون به حالت نيمه خالص برجاي مانده اند از بين خواهند رفت و ذخيره ارثي گوسفندان مذكور كه در جريان سازش طولاني آنها با شرايط دشوار بوم خود بدست آمده است نابود خواهد شد.
يكي از مسايلي كه معمولا در تعيين سيا ست مربوط به حفظ نژادهاي گوسفند مملكت مطرح ميشود آنستكه آيا بايستي نسبت به شناسائي و احياء كليه نژادهاي گوسفند در مناطق مختلف مملكت اقدام شود و يا برعكـس به شناسائي گوسفنـداني كه از نظر نـوع و يا سطح توليد داراي وجوه متمـايزي مي باشند اولويت داد. بديهي است كه پاسخ باين سئوال بستگي مستقيم به اهميت نسبي شمار افراد هر نژاد در مناطق پراكنش و تعداد دامداران پرورش دهنده آن دارد. اما آنچه مسلم است اينستكه انجام طرح شناسائي گوسفنداني كه به نحوي در خطر اختلاط كامل مي باشند بايد هر چه زودتر عملي و احيانا طرحهاي مربوط به اصلاح نژاد آنها مورد اجرا در آيد.
در اجراي طرح شناسائي گوسفندان بومي :
– سطح توليدات دامي
– ويژگيهاي توليد مثلي
– نحوه سازگاري با شرايط محيط
– خصوصيات ظاهري و ژنتيكي
مورد بررسي قرار مي گيرد تا اطلاعات بنيادي براي اجراي برنامه اصلاح اين گوسفندان به طريقي معقول و به نحوي كه امروزه در كشورهائي كه به اصلاح نژاد گوسفند مي پردازند فراهم شود. بنابراين مجريان طرحهاي اصلاح نژاد گوسفندان بومي طبعا استفاده كنندگان اصلي طرحهاي شناسائي گوسفند مي باشند.

مشخصات جغرافيايي منطقه شناسايي گوسفند افشاري
منطقه پراكنش گوسفند افشاري
گوسفند افشاري در وسعتي قريب به ۲۰۰۰۰ كيلومتر مربع در بين استان زنجان و قسمتي از استانهاي آذربايجان غربي , آذربايجان شرقي و كردستان پراكنده است. بيشترين جمعيت و منطقه اصلي پراكنش گوسفند افشاري در استان زنجان قرار گرفته است كه شامل ۶۵% از جمعيت گوسفندان استان و بالغ بريك ميليون رأس در منطقه پراكنش مي باشد. در داخل استان زنجان نيز شهرستان ماهنشان داراي بيشترين تعداد از اين جمعيت ا ست .
به لحاظ اينكه عمده منطقه پراكنش گوسفند افشاري در استان زنجان مي باشد ذيلا مشخصات جغرافيايي استان زنجان نيز مورد بررسي قرار مي گيرد :
استان زنجان در قسمت مركزي و شمال غربي كشور جمهوري اسلامي ايران ، ما بين عرض جغرافيايي ۳۵ درجه و ۳۵ دقيقه تا ۳۷درجه و ۱۵ دقيقه شمالي و طول جغرافيايي ۴۷ درجه و ۱۵ دقيقه تا ۴۹ درجه و ۲۵ دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ واقع شده است .
اين استان با هفت استان هم مرز مي باشد، به طوري كه از شمال به شهرستان خلخال از استان اردبيل و شهرستان رودبار از استان گيلان، از شمال شرقي و شرق به شهرستانهاي تاكستان و بوئين زهرا و قزوين از استان قزوين، از جنوب به شهرستان همدان از استان همدان ، از جنوب غربي به شهرستان بيجار از استان كردستان و از مغرب به شهرستان تكاب از استان آذربايجان غربي و شمال غرب به شهرستانهاي ميانه و هشترود از آذربايجان شرقي محدود است .
مساحت استان حدود ۲۲۱۶۴ كيلومتر مربع بوده ، سهم نسبي استان ازمساحت كشور حدود ۳۴/۱ درصد است.
در استان يازده نوع اقليم تشخيص داده شده است:
خشك بياباني سرد- خشك بياباني معتدل – نيمه خشك فراسرد – نيمه خشك سرد- مديترانه اي فراسرد- مديترانه اي سرد- نيمه مرطوب فراسرد – نيمه مرطوب سرد – مرطوب فرا سرد – مرطوب سرد و خيلي مرطوب فراسرد .
ميانگين تبخير سالانه از حدود ۱۵۱۶ ميليمتر تا ۲۳۷۶ ميليمتر در نوسان مي باشد. ميانگين حداقل دماي استان از ۹/۰ تا ۲/۱۱ درجه سانتيگراد در نوسان بوده و ميانگين حداقل دماي استان ۸۶/۴ درجه گزارش شده است.
حداقل و حداكثر بارندگي سا ليانه استان به ترتيب ۲۰۰ ميليمتر و ۱۰۰۰ ميليمتر و متوسط بارندگي استان ۳۶۰ ميليمتر بوده است .
استان زنجان از نظر شكل ظاهري زمين , داراي دو منطقه كوهستاني و جلگه اي ( دشت ) مي باشد. مناطق كوهستاني داراي قلل مرتفع است . و دشت زنجان با وسعتي زياد از سه راهي تاكستان تا نزديك ميانه ادامه دارند.
مركز استان با ۱۶۶۳ متر ارتفاع از سطح دريا در كنار رودخانه زنحان رود واقع شده است . از رودخانه هاي مهم استان مي توان به رودخانه قزل اوزن , ابهر رود و خره رود اشاره تمود.
كوههاي مرتفع استان عبارتند از :
– كوه بلقيس با ارتفاع ۳۳۳۰ متراز سطح دريا
– كوه علم كندي با ارتفاع ۲۹۰۵ متراز سطح دريا
– كوه خورجهان با ارتفاع ۳۳۱۸ متراز سطح دريا
معرفي گوسفند افشاري
گوسفند افشاري كه يكي از منابع مهم ژنتيكي در بخش گوسفندان كشور بوده و صفات و خصوصيات توليدي بالقوه با ارزشي را دارا مي باشد , تاكنون مورد بررسي دقيق كارشناسي قرار نگرفته است . و لذا كمتر منبعي را در بين ادبيات پرورش گوسفند ميتوان پيدا كرد كه خصوصيات فنوتيپي اين نژاد را مورد بررسي و تحليل قرار داده باشد.
با توجه به اينكه اجراي هر گونه طرح اصلاح نژادي كه براي بهبود وضعيت اقتصادي صفات مطلوب در اين گوسفند ارائه مي گردد در ابتدا نيازمند توصيف صفات فنوتيپي به صورت واضح و روشن و با استفاده از ماخذ گويـاي تصويـري مي باشد كه بتوان بوسيله آن در آغاز گوسفند مورد مطالعه را شناخت و سپس صفات كمي آن را مورد بررسي و تحقيق قرار داد و در مرحله بعدي بتوان با اعمال تمهيداتي اين صفات را اصلاح نمود. در نتيجه مطالعه صفات فنوتيپي از اولويت اول بر خوردار بوده و اهميت خاصي را دارا است.
تاريخچه پيدايش گوسفند افشاري

با عنايت به اينكه نامگذاري اكثر توده گوسفندان بومي در كشور بر اساس نام ايل يا طايفه يا منطقه اي بوده است كه آنرا پرورش مي داده اند لذا نام گوسفند افشاري نيز منصوب به ايل افشاري مي باشد. طبق منابع تاريخي موجود سه نظريه مختلف در ارتباط با سكني گزيدن ايل افشاري در منطقه زنجان و يا آذربايجان مطرح است :
نظريه اول
بنا به گفته ميرزامهديخان استر آبادي مورخ در بار نادر و مؤلف دو كتاب جهانگشاي نادري و دره نادره , افشار از جنس تركمان مي باشد . مسكن قديم ايل مزبور تركستان بوده و در ايامي كه مغوليه به تركستان استيلايافتند . از تركستان كوچ كرده در آذربايجان موطن اختيار و بعد از ظهور شاه اسماعيل صفوي ( به تقريبات كوچ كرده در سرچشمه مياب كپكان از محال) ابيورد خراسان كه در سمت شمالي مشهد ( طوس ) در بيست فرسخي واقع است موطن اختيار و در تابستان در آن جا ييلاميشي و در زمستان در دستجرد و دره گز قشلاميشي مي كردند.

نظريه دوم
محمد كاظم مؤلف كتاب نادري كه نمي توان به بعضي از گفته هاي او بي اعتنا بود , انتقال طايفه اي از افشاريه را از آذربايجان به خراسان مربوط به زمان شاه عبـاس كبـير مي دانـد و
مي گويد , در ايام جلوس….. شاه عباس صفوي كه بلادخراسان از لوس وجودعبدالمومن خان
از بك سترده , و ممالك مورثي را كه چندين ماه در تصرف مخالفان بود به عنايت الهي استرداد نمود.
به خيال آن افتاد كه چون هميشه در زمان شا ه اسماعيل و شاه تهماسب اجداد بزرگوارش , طايفه ازبكيه دست تسلط در زمين خراسان بهم مي رسانند اولي اين است كه جمعي از ايلات و احشا مات آذربايجان كوچانيده در نواحي بلاد خراسان سكني دهند كه با طايفه ازبكيه نقيض بوده , شايد بدين امورات ضبط و نسق خراسان مضبوط گردد. تا اينكه بعد از تسلط ممالك آذربايحان از نواحي ارومي بقدر چهار هزار و پانصد خانواده از جماعت افشار كوچانيده و در نواحي ابيورد و دره گز مسكن نمودند.
در ميان اين دو نظريه كه از دو مورخ معاصر نادر اظهار شده است نظر ميرزامهديخان استر آبادي صحيح تر است و آنچه از متون تواريخ استنباط مي شود اين است كه كوچ ايل افشار در دو مرحله صورت گرفته است. اول در دوره شاه اسماعيل به تعداد زياد و بعد در دوره شاه عباس به تعداد كمتر.

نظريه سوم
طبق روايتي كه در مجله بررسيهاي تاريخي از قول حسن قراخاني نوشته شده است . ورود ايل افشار را به منطقه آذربايجان و زنجان به شرح ذيل مشخص مي دارد.
شاه عباس در اوايل اقتدار خود به منظور كاهش نفوذ اقوام محلي و بومي تيره هايي از ايل افشار كه در جنوب اترك پراكنده بودنده اند به آذربايجان كوچ داد كه در منطقه وسيعي بين بيجار تا زنجان پراكنده شدند و به افشار قاسملو شهرت يافتند. و در همان ايام افشارها د رخوزستان و كهكيلويه پراكنده بودند زيرا عادت صفويان اين بود كه هر ايل را در ولايتي ساكن كرده و اختيار حكمرا ني آنجا را به آن ايل واگذار مي كنند.

جمع بندي نظريات

با توجه به نظريات اشاره شده در بالا ايل افشار ي موجود در منطقه افشار از بقاياي ايل افشار منطقه خراسان بوده كه توسط شاه عباس به منطقه كوچ داده شده اند و احتمالا اين ايل در آن هنگام گوسفندان خود را نيز به منطقه آورده اند.
مسلم است كه بقاياي ايل افشار موجود در منطقه زنجان با ايل افشار موجود در منطقه جنوب اترك , ابيورد و دره گز نسبت داشته اند . و لذا تحقيق اين موضوع كه گوسفند نژاد افشاري پراكنده در منطقه زنجان با گوسفندان ايل افشاري در مناطق جنوبي رودخانه اترك ارتباط ژنتيكي دارد يا نه مي تواند راه گشا باشد.
ميزان اشتغال زايي پرورش گوسفند افشاري
نقش گوسفند افشاري در ايجاد اشتغال براي دامداران روستايي بسيار حياتي است و در بيشتر گله هاي روستايي , گوسفند افشاري و يا آميخته هاي آن با گوسفندان محلي وجود دارد. اگر تعداد گوسفندان هر روستايي بطور متوسط ۲۵ رأ س در نظر گرفته شود , جمعيت فعلي اين نژاد براي ۲۶۰۰۰ نفر از روستائيان ايجاد اشتغال خواهد كرد. البته دامداراني وجود دارند كه در گله آنها بيشتر از ۱۰۰ رأس گوسفند افشاري وجود دارد و حرفه اصلي آنها پرورش گوسفند است.

آمارجمعيت گوسفند افشاري
بر اساس آمار ارائه شده توسط معاونت بهبود تولیدات دامی سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان , جمعيت گوسفند افشاري در استان بالغ بر ۶۵۰۰۰۰ رأس مي باشد . با توجه به پراكندگي اين نژاد در استانهاي مجاور كل جمعيت اين نژاد بسيار بيشتر از رقم فوق مي باشد .

مراحل شناسائي گوسفند افشاري
با توجه به وجود واريته هاي گوناگون اين نژاد از يكسوو نيز آميختگي هاي انجام شده اين گوسفند با گوسفندان مغاني و كردي و گاها گوسفندان خارجي مانند موركارامان تركيه از سوي ديگر و نيز اسامي مختلف و متنوعي از قبيل گوسفند بالكاني , قيريخ قزل وساير نامها كه در مناطق پراكنش آن به اين حيوان اطلاق مي گردد ,انحصار صفاتي خاص به اين حيوان كه بتوان بواسطه دارا بودن آن صفات اين حيوان را از ديگر واريته ها و آميخته هاي موجود ممتاز ساخت و آن را گوسفند افشاري ناميد كاري مشكل به نظر ميرسد.
بدين منظور با مراجعه به روستاها ي استان زنجان و استان هاي آذربايجان شرقي , آذربايجان غربي و كردستان منطقه پراكندگي گوسفند نژاد افشاري مشخص گرديد و با گرفتن عكس , اسلايد و فيلم از اعضاء و ارگانهاي مختلف نمونه گوسفنداني كه عمده گوسفندان روستاهاي مراجعه شده را تشكيل مي دادند و در محل مر بوطه نيز به آنها گوسفند افشاري اطلاق مي گرديد مجموعه اي در حدود ۷۰۰ قطعه اسلايد كه هر كدام نشان دهنده وضعيت شكل , اندازه و رنگ اعضاء و اندام هاي مختلف حيوان بودند , تهيه گرديد.بدين منظور تعداد ۷ اسلايد از اعضاء مختلف و شكل كلي حيوان و از يك تا دو جفت گوسفند در هر منطقه و يا روستا تهيه شد.
با توجه به مراكز پراكنش حيوان كه عمده آن در روستا هاو ييلاقات غرب و جنوب غربي استان زنجان واقع شده است , تعداد ۲۵ تا ۳۰ روستا و دامدار از داخل استان و تعداد ۱۵ روستا از استانهاي آذربايجان غربي و آذربايجان شرقي و كردستان انتخاب و مراجعه گرديد . در ضمن بعد از رويت كلي از گله ها , از فنوتيپي كه مربوط به عمده گوسفندان روستا مي شد اسلايد برداري به عمل آمد.
تعداد ۷ اسلايد از هر حيوان شامل سه اسلايد از دنبه ( شكل جانبي , شكل كلي و شكل دنبالچه ) , سه اسلايد از سرو گردن ( روبرو , سرو گردن تا جدوگاه و جانبي از سر ) و نيز يك اسلايد كه تيپ كلي حيوان و رنگ آن را نشان دهد و نيز بوسيله شاخصي طول و قد آن را پديدار نمايد تهيه گرديد.

خصوصيات فنوتيپي گوسفنـد ا فشا ري

رنگ :
رنگ غالب در گوسفند ان بالغ قهوه اي متمايل به قرمز يكدست , بدون لكه با دامنه تغييرات از قهوه اي روشن تا قهوه اي تيره متمايل به سياه مي باشد و رنگ بدن بره ها در بدو تولد قهوه اي متمايل به سياه بوده و به تدريج با افزايش سن رنگ بدن روشن تر مي گردد .

گوش:
شكل عمومي گوشها به صورت افتاده و بزرگ بوده , ليكن گوسفند افشاري نيم گوش و بدون گوش نيز در بين اين جمعيت ديده مي شود .
چشم :
چشمها از نگاه جانبي برجسته به نظر ميرسند و رنگ غالب چشمها به رنگ قهوه اي متمايل به قرمز براق مي باشد .

شاخ :
قوچ و ميش هر دو فاقد شاخ مي باشند .

انحناي روي بيني :
در روي بيني قوچهـا اكثرا انحنـا وجود دارد و در ميشـها صـاف يا داراي انحنـاي كمـي ا ست

گردن :
گردن در قوچها قوي و ضخيم بوده و در ميشها دراز و نازك مي باشد .

دنبه :
دنبه در گوسفند افشاري دولپي بوده و به صورت سفر ه اي و پهن مي باشد. گوسفند افشاري جزو گوسفندان سنگين دنبه كشور محسوب مي گردد . دنبه در اين حيوان معمولا داراي شيب خاصي است كه از ناحيه كمر حيوان شروع مي شود و حالت افتادگي را به دنبه مي دهد . دنبه در اين نژاد بعضا تا پائينتر از مفصل خرگوشي نيز مي رسد ولي غالبا بالاي مفصل خرگوشي قراردارد.

دنبالچه :
دنبالچه پوشيده ازپشم و بدون ذخيره چربي بوده و برجستگي دنبالچه از نماي جانبي چندان قابل مشاهده نيست . دنبالچه ممكن است گاهي درازتر از دنبه باشد .

جثه :
گوسفند افشاري جزء گوسفندان بلند قد محسوب مي گردد . و دست و پاي از ظرافت خاصي برخوردار است كه حيوان را قادر به راه پيمايي در كوهستان و مناطق سنگلاخي مي نمايد.
منگوله :
قوچ و ميش هر دو فاقد منگوله مي باشند.ولي واريته قزل افشار داراي منگوله مي باشد.
پوشش پشم :
سطح پشت , گردن , دنبه و دنبالچه در اين حيوان غالبا پوشيده از پشم بوده , ليكن زير گردن , زير شكم , دست و پا و صورت فاقد پشم است و از موهاي زبري كه رنگ آنها تيره تر از رنگ پشم حيوان است پوشيده شده است. از نظر كميت وكيفيت پشم در مقايسه با سايرگوسفندان بومي استان , متفاوت و از نظر ظرافت الياف با گوسفندان مغاني , قزل و بختياري مشابه بوده و داراي پشم ضخيمي مي باشد كه در صنعت قالي بافي استان از آن استفاده مي گردد .

انواع واريته هاي گوسفند افشاري :
بطور كلي با توجه به مطا لعه انجام شده واريته هـاي گونـاگونـي از گوسفند افشـاري موجـود مي باشد كه در ذيل به چند مورد از آنها اشاره مي شود.
واريته قزل افشار

لفظ قزل به معني قرمز سير متمايل به قهوه اي مي باشد .گوسفند قزل واريته اي از نژاد افشاري است كه محل اصلي پراكنش آن استانهاي آذربايجان غربي وشرقي است,ولي درميان گله هاي موجود در استان زنجان نيز يافت مي شود , اين گوسفند داراي سري نسبتا بزرگتر از نژاد اصلي افشاري بوده وهمچنين داراي پشمها ضخيم تر و كم پشت ترمي باشد. رنگ موي صورت ودست و پاقهوه اي تيره تا متمايل به سياه بوده و داراي دنبالچه است كه در ابتدا قلبي شكل بوده و پر از چربي مي باشد. پشمهاي روي دنبه و زير شكم و زير گردن معمولا ريخته و قابل استفاده نيستند. اين واريته قدري سنگينتر از نژاد اصلي است . نوعي از اين واريته كه رنگ آن تيره بوده و به سياهي گرايش دارد, بنام قره قزل معروف است . در اين نوع از گوسفندان گاهي پشم عمده قسمتهاي بدن ريخته و فقط مقدار كمي در منطقه پشتي حيوان باقي مي ماند. دنبه معمولاپائينتراز مفصل خرگوشي قرار دارد.

واريته قاشقا افشار

واريته اي از نژاد افشاري بوده كه تقريبا تمامي خصوصيات اين نژاد را داراست . ليكن روي پيشاني آن لكه سفيدي موجود است . اين گوسفند را به وفور مي توان در بين گله هاي افشاري پيدا نمود .
واريته قمر افشار

اين واريته تقريبا تمامي خصوصيات اين نژاد را داراست. تنها تفاوت اين واريته با نژاد اصلي افشاري در رنگ پشم آن است كه رنگي تقريبا متمايل به خاكستري دارد .

واريته آق افشار

در اين واريته كل رنگ بدن سفيد يك دست بدون لكه مي باشد . البته فراوانـي اين واريته كم مي باشد. و برخي اعتقاددارندكه اين رنگ حاصل انتقال ژن مغلوب آلبينيسم مي باشد , كه البته نياز به تحقيق دارد .

ميا نگين بيو متري گوسفند ا فشا ري :

ميانگين برخي از اندازه هاي ابعاد بدن گوسفند نژاد افشاري در جدول ۱ ارائه شده است .
جدول شماره (۱) ( سانتيمتر )
رديف نوع دام سن
(سال) دورسينه طول بدن ارتفاع جدوگاه ارتفاع كمر
ميانگين انحراف معيار ميانگين انحراف معيار ميانگين انحراف معيار ميانگين انحراف معيار
۱ ميش افشاري ۲< 90 52/6 53 32/2 75 64/2 74 64/2
۲ ميش افشاري ۳< 92 26/6 53 31/2 74 81/2 74 83/2
۳ قوچ افشاري ۵/۱ ۹۴ ۹۵/۵ ۵۶ ۶/۳ ۷۸ ۳۹/۳ ۷۹ ۱۱/۷
۴ قوچ افشاري ۵/۲ ۹۸ ۵۷/۳ ۵۸ ۹۴/۳ ۸۰ ۵۷/۳ ۸۰ ۵۷/۳
۵ قوچ افشاري ۵/۳ ۱۰۱ ۳۱/۴ ۵۸ ۹۸/۲ ۸۲ ۴۴/۳ ۸۱٫۵ ۵۱/۴

ميا نگين اوزان مختلف د ر گوسفند ا فشا ري :
ميانگين اوزان زنده گوسفند افشاري در جدول ۲ ارائه مي گردد .

جدول شماره ( ۲ ) ( ارقام به كيلوگرم )
رديف نوع اوزا ن نر ماده
ميانگين انحراف معيار ميانگين انحراف معيار
۱ وزن تولد ۲۲/۴ ۲۷/ ۹۶/۳ ۱۹/
۲ وزن پايان شير خوارگي ۳۲/۲۷ ۵۲/۱ ۸۸/۲۳ ۳۳/۶
۳ وزن شش ماهگي ۸۶/۳۵ ۴۵/۹ ۱۴/۳۲ ۷
۴ وزن بلوغ ۴۰/۶۶ ۱/۵ ۰۶/۵۱ ۰۱/۱
– وزن پايان دوره شيرخوارگي بر اساس يكصد روزگي تصحيح شده اند.
– وزن شش ماهگي بر اساس ۱۸۰ روزگي تصحيح شده اند.
– وزن بلوغ بر اسا س ۵/۱ سالگي تصحيح شده اند.

ميا نگين پشم گوسفند ا فشا ري :
ميانگين پشم سالانه گوسفند افشاري در جدول شماره ۳ ارائه مي گردد.

جدول شماره (۳ ) ( ارقام به گرم )
ميانگين وزن پشم سالانه توليدي دربره نر ۶۴۱
ميانگين وزن پشم سالانه توليدي در بره ماده ۴۷۸

خصوصيا ت توليد مثلي گوسفند ا فشا ري :

ميانگين خصوصيات توليد مثلي گوسفند افشاري در جدول ۴ ارائه شده است.
جدول شماره (۴ )
درصد باروري ۳۷/۹۵
درصد بره زائي ۶۸/۱۰۱
درصد دوقلو زائي ۹۳/۱۰
خصوصيات توليد گوشت گوسفند ا فشا ري :

ميانگين مقدار و بازده توليد گوشت بره هاي افشاري در جدول ۵ ارائه گرديد ه ا ست .
جدول شماره (۵ )
رديف صنعت مطالعه شده جنس بره ســن تعداد نمونه ميانگين انحراف معيار
۱ افزايش وزن روزانه ( گرم ) نر از ۶ تا ۹ ماهگي ۱۸ ۱۹۶ –
۲ افزايش وزن روزانه ( گرم ) ماده از ۶ تا ۹ ماهگي ۱۷ ۱۰۱ –
۳ افزايش وزن روزانه ( گرم ) نر از ۵/۹ تا ۱۲ ماهگي ۲۷ ۱۹۱ ۶۹/۶۸
۴ وزن لاشه ( كيلو گرم ) نر ۱۲ ماهگي ۲۷ ۳۴/۳۷ ۵
۵ وزن لاشه ( كيلو گرم ) نر ۹ ماهگي ۱۸ ۵۶/۳۱ –
۶ وزن لاشه ( كيلو گرم ) ماده ۹ ماهگي ۱۷ ۷۶/۲۷ –
۷ وزن گوشت ( كيلو گرم ) نر ۱۲ ماهگي ۲۷ ۵۵/۱۸ ۰۵/۳
۸ وزن استخوان ( كيلو گرم ) نر ۱۲ ماهگي ۲۷ ۴۸/۶ ۹۱/
۹ وزن چربي ( كيلو گرم ) نر ۱۲ ماهگي ۲۷ ۵۱/۱۰ ۲۱/۲
۱۰ وزن دنبه ( كيلو گرم ) نر ۱۲ ماهگي ۲۷ ۶۱/۶ ۷۴/۱
۱۱ ضريب تبديل غذايي نر از ۵/۹ تا ۱۲ ماهگي ۲۷ ۵۳/۸ ۳۲/۳

ويژگيهاي گوسفند ا فشاري :
گستردگي وسيع و طبيعي گوسفند نژاد افشاري در سطح چهار استان زنجان , آذربايجان شرقي , آذربايجان غربي و كردستان معلول خصوصيات و ويژگيهاي خاص اين نژاد مي باشد كه اهم آنها بطور خلاصه عبارتند از :
۱- سرعت رشد بالاي اين نژاد بطوريكه جزء اولين گروه گوسفندان گوشتي و هم رديف گوسفندان لري بختياري , ماكوئي و مغاني قرار گرفته است .
۲- توليد شير خوب و پرچرب اين گوسفند كه بيشتربه مصرف تهيه انواع لبنيات و فرآورده هاي آن مي رسد, باعث شده است كه جزء گوسفندان دو منظوره گوشتي – شيري نيز تقسيم بندي شود .
۳- سازگاري و عادت پذيري آن با شرايط آب و هوايي مناطق سردسير.
۴- قدرت راه پيمايي و كوه پيمايي خوب اين نژاد بطوريكه قادر است فاصله ۱۰۰ كيلومتري بين ييلاق و قشلاق را به راحتي طي نمايد .
۵- با لا بودن نسبي دو قلوزايي اين نژاد نسبت به ساير نژادهاي گوسفند استان زنجان و كشور .
۶- مقاومت گوسفند افشاري در مقابل امراض انگلي داخلي و خارجي .
۷- بالا بودن ضريب تبديل و داشتن بازده اقتصادي مطلوب .


Download PDF
Facebookاشتراک گذاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.