ترکیبات لاشه دام زنده

ترکیبات لاشه دام زنده

لاشه

موفقیت در افزایش بافت گوشت همراه با کاهش دنبه، مستلزم استفاده از ژنوتیپ هایی است که بتوانند گوشت بیشتر و دنبه کمتری ذخیره نمایند. یکی از مشکلات ارزیابی صفات لاشه عدم توانایی اندازه گیری این صفات در موجود زنده می باشد. برای برآورد این صفات بایستی از اطلاعات مربوط به خویشاوندان استفاده کرد. در این روش ها وقت و هزینه زیادی صرف جمع آوری رکورد ها می شود (Crews et al., 2002). چندین روش برای بهبود و پیش بینی چربی در ترکیب لاشه وجود دارد که شامل اولتراسونوگرافی، ارزیابی حیوان زنده، توالی یابی DNA ژنوم و انتخاب بر اساس نشانگرها می باشند (Rincker et al., 2006). ژن های زیادی میزان گوشت و چربی لاشه را کنترل می کنند که تعدادی از آنها از جمله: callipyge،GDF8 ، calpastatin و… شناسایی شده اند (Williams, 2008).
اگرچه مقداری ذخیره چربی ضروری است، اما هر چربی اضافی که ذخیره می شود غیر از اثرات مطلوب (چربی داخل لاشه ) از لحاظ میزان انرژی صرف شده برای تولید آن مطلوب نبوده لذا بازده تولید را کاهش می دهد. با توجه به اینکه چربی لاشه تأثیر زیادی بر روی سود واحد تولیدی دارد بهتر است مزارع پرورش گوسفند روی تولید بره هایی متمرکز شوند که بعد از کشتار لاشه آنها دارای چربی کم (به خصوص در قسمت امعاء و احشاء و دنبه) باشند.


Download PDF
Facebookاشتراک گذاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.